داستان عاشقانه و آموزنده (نهایت ابراز عشق)



تبلیغات



موضوعات

آمار بازدید

خوش آمدید

http://www.monakala.com/uploads/POLICE%20Flashlight.jpg

چراغ قوه زوم دار police

این مدل چراغ قوه ها توسط پلیس و مامورین نجات در دنیا استفاده می شود

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

قیمت : 18000 تومان

http://www.monakala.com/uploads/buy2.gif

 عکس   داستان عاشقانه و آموزنده (نهایت ابراز عشق)

 یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

 

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند…..

 

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

www.2hol.com

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

پستهای مرتبط :

دسته : داستان های کوتاه       بازدیدها : 73      
برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , , , , , , ,

http://www.monakala.com/uploads/070_cover_eynak1.jpg

عینک دید در شب - مخصوص رانندگی

آیا رانندگی و تردد در شب برای شما مشکل است؟

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

قیمت : 29000 تومان

http://www.monakala.com/uploads/buy2.gif

خودکار محو شونده

پس از یک روز به کلی نوشته آن پاک می شود

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

قیمت : 32000 تومان

http://www.monakala.com/uploads/buy2.gif

دستگاه ترک سیگار الکترو اسموک

پدیده ای بی نظیر برای ترک سیگار در کوتاهترین زمان ممکن

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر اینجا را کلیک کنید . . .

قیمت : 45000 تومان

http://www.monakala.com/uploads/buy2.gif

نظرات



نظرات و دیدگاه ها برای این مطلب

ارسال نظر
نام :



آدرس سايت يا وبلاگ :



           


مطالب جدیدی

http://s1.picofile.com/file/7336821284/tabligh.gif

محبوب ترین مطالب